![]() |
![]() |
|
| و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی ...... |
|
۴۳
سلام. چقدر دلم تنگ شده بود .. چند وقتی هست که میخوام بیام و بنویسم ولی دوباره عادت قدیمی نوشتن توی سررسید گلومو چسبیده و شب تا چند خط توش ننویسم خوابم نمیبره. حالا میرسیم به اینکه چرا سرم شلوغ بود.. ایشالله برای همه دخترای دم بخت و مجردین دلیل دوم همانا مقارن شدن همزمان عروسی دوستی دیگر بود و باید حتما در آنجا هم حضور بهم میرساندیم و در اثنای این مراسم هم فکر میکردیم که مردم چه دل خوشی دارن که توی این روزهای وانفسا که برای سر در آوردن از حداقل اخبار توی اون مدت بی ارتباطی ما دست به دامن همه گونه فیل -شکن این هم دلایل نبودن ... راستش یکی دیگه از دلایل هم همون کسلی و بی حوصلی و داغونی بود که همه بودن و منم مستثنا نبودم. نسرین بانو خاگینه را درست کردیم و عالی گشتید و خودم عاشقش شدم راستی نماز و روزه هاتون قبول باشه .. میشه منم دعا کنین ؟ خیلی دعا لازم میباشم ...از خداوند عاجزانه تمنا میکنم نظری عنایت کند .آمین. فعلا برم ..میام. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 12:13 PM توسط شیرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
لحظه ها میگذرند... لحظه ها را سطر به سطر مینویسم تا یادم نرود که دلهای گره خورده مان چگونه زندگی را پشت سر میگذارند...روزهای عاشقی را ثبت میکنم ...تا کی ؟! عشق که تا و از نداره ... همیشه .
|
| پیوندهای روزانه |
|
آشپز آنلاين آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
|
RSS
|